X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
یکشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1386
سهراب سپهری

 

 

خراب

 

فرسود پای خود را چشمم به راه دور

تا حرف من پذیرد آخر که : زندگی

رنگ خیال بر رخ تصویر خواب بود

 

دل را به رنج هجر سپردم، ولی چه سود،

پایان شام شکوه ام

صبح عتاب بود

 

چشمم نخورد آب از این عمر پر شکست:

این خانه را تمامی روی آب بود

 

پایم خلیده خار بیابان

جز با گلوی خشک نکوبیده ام به راه

لیکن کسی، ز راه مددکاری،

دستم اگر گرفت، فریب سراب بود

 

خوب زمانه رنگ دوام  به خود ندید:

کند  نهفته داشت شب رنج من به دل،

اما به کار روز نشاطم شتاب بود

 

آبادی  ام ملول شد از صحبت زوال

بانگ سرور در دلم افسرد، کز نخست

تصویر جغد زیب تن این خراب بود