X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
چهارشنبه 20 دی‌ماه سال 1385
مهدی اخوان ثالث

 

 

زمستان

 سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.

نگه جزپیش پا را دید . نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگردست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس .کز گرم گاه سینه می آید برون ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است .پس دیگر چه داری چشم

ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوان مرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین !

هوا بس ناجوان مردانه سرد است ... آی ...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی . در بگشای !

منم من . میهمان هرشبت . لولی وش مغموم

منم من . سنگ تیپا خورده ی رنجور

منم . دشنام پست آفرینش . نغمه ی ناجور

نه از رومم . نه اززنگم . همان بی رنگ بی رنگم

بیا بگشای در. بگشای . دلتنگم

حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

نگرگی نیست . مرگی نیست

صدایی گر شنیدی . صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگزارم.

چه می گویی که بیگه شد . سحر شد بامداد آمد ؟

فریبت می دهد بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا گوش سرما برده است این . یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان . مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است

حریفا رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت.

هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان . دست ها پنهان

نفس ها ابر . دل ها خسته و غمگین

درختان اسکلت های بلورآچین

زمین دل مرده . سقف اسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است