X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1385
نیما یوشیج

 

 

 

 

میرداماد

 

میر داماد ، شنیدستم من

که چو بگزید بن خک وطن

بر سرش آمد واز وی پرسید

ملک قبر که :  من رب، من ؟

 

میر بگشاد دو چشم بینا

آمد از روی فضیلت به سخن:

اسطقسی ست  بدو داد جوب 

اسطقسات دگر زو متقن 

 

حیرت افزودش از این حرف ملک

برد این واقعه پیش ذوالمن

که : زبان دگر این بنده ی تو

می دهد پاسخ ما در مدفن

 

آفریننده بخندید و بگفت :

  تو به این بنده ی من حرف نزن 

او در آن عالم هم، زنده که بود

حرفها زد که نفهمیدم من