X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
پنج‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1385
سهراب سپهری

 

 

 

 

روزنه ای به رنگ

 

در شب تردید من، برگ نگاه

می روی با موج خاموشی کجا ؟

ریشه ام از هوشیاری خورده آب:

من کجا، خاک فراموشی کجا

 

دور بود از سبزه زار رنگ ها

زورق بستر فراز موج خواب

پرتویی آیینه را لبریز کرد:

طرح من آلوده شد با آفتاب

 

اندهی خم شد فراز شط نور:

چشم من در آب می بیند مرا

سایه ترسی به ره لغزید و رفت

جویباری خواب می بیند مرا

 

در نسیم لغزشی رفتن به راه

راه، نقش پای من از یاد برد

سرگذشت من به لب ها ره نیافت:

ریگ باد آورده ای را باد برد