X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
پنج‌شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1385
فریدون مشیری

 

 

 

در هاله شرم

 

 

ساحل خاموش، در بهت مه آلود سحرگاهان

چشم وا می کرد و  شاید

جای پاها را، نخستین بار، روی ماسه ها می دید

ما بر آن نرمای تردتر  روان بودیم

 

آسمان و کوه و جنگل نیز، مبهوت از نخستین لحظه دیدار

با خورشید

آه، گفتی ما  در آغاز جهان بودیم ؟

بر لب دریا

در بهشت بیکران صبحگاهان

ما

چشم و دل، در هاله شرم نخسین

آدم و حوا