X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
چهارشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1385
سحراب سپهری

 

 

رو به غروب

 

در دور دست

قویی پریده بی گاه از خواب

شوید غبار نیل ز بال و پر سپید

 

لب های جویبار

لبریز موج زمزمه در بستر سپید

 

در هم دویده سایه و روشن

لغزان میان خرمن دوده

شبتاب می فروزد در آذر سپید

 

همپای رقص نازک نی زار

مرداب می گشاید چشم تر سپید

 

خطی ز نور روی

 سیاهی است :

گویی بر آبنوس درخشد زر سپید

 

یخدیوار سایه ها شده ویران

دست نگاه در افق دور

کاخی بلند ساخته با مرمر سپید