X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
یکشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1385
سهراب سپهری

 

 

دود می خیزد

 

دود می خیزد ز خلوتگاه من

کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟

با درون سوخته دارم سخن

کی به پایان می رسد افسانه ام؟

 

دست از دامان شب برداشتم

تا بیاویزم به گیسوی سحر

خویش را از ساحل افکندم در آب

لیک از ژرفای دریا بی خبر

 

بر تن دیوارها طرح شکست

کس دگر رنگی در این سامان ندید

چشم می دوزد خیال روز و شب

از درون دل به تصویر امید

 

تا بدین منزل نهادم پای را

از درای کاروان بگسسته ام

گرچه می سوزم از این آتش به جان

لیک بر این سوختن دل بسته ام

 

تیرگی پا می کشد از بام ها:

صبح می خندد به راه شهر من

دود می خیزد هنوز از خلوتم

با درون سوخته دارم سخن