X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1384
سهراب سپهری

 

 

دره خاموش

 

 

سکوت، بند گسسته است

کنار دره، درخت شکوه پیکر بیدی

در آسمان شفق رنگ

عبور ابر سپیدی

 

نسیم در رگ هر برگ می دود خاموش

نشسته در پس هر صخره وحشتی به کمین

کشیده از پس یک سنگ سوسماری سر

ز خوف جنبش پیکر

به راه می نگرد سرد، خشک، غمین

 

چو مار روی تن کوه می خزد راهی

به راه، رهگذری

خیال دره و تنهایی

دوانده در رگ او ترس

کشیده چشم به هر گوشه نقش چشمه وهم:

ز هر شکاف تن کوه

خزیده بیرون ماری

به خشم از پس هر سنگ

کشیده خنجر خاری

 

غروب پر زده از کوه

به چشم گم شده تصویر راه و راهگذر

غمی بزرگ، پر از وهم

به صخره سار نشسته است

درون دره تاریک

سکوت بند گسسته است