X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1384
دکتر حمیدی شیرازی



این شعر زهره جان برای هزار ویک شب فرستاده ازش خیلی ممنونم


مرگ قو

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریدون زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند که موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل می سراید
که خود در میان غزل ها بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
من این نکته نگیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی به آغوش دریا بر آید
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای منی آغوش واکن
که میخواهد این قوی تنها بمیرد