X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
یکشنبه 1 آبان‌ماه سال 1384




سخنی نیست

چه بگویم؟ سخنی نیست

 

می وزد از سر امید، نسیمی؛

لیک تا زمزمه ای ساز کند

در همه خلوت صحرا

به روش

نارونی نیست

چه بگویم؟ سخنی نیست

 

پشت درهای فرو بسته

شب از دشنه دشمنی پر

به کنج اندیشی

خاموش

نشسته ست

بام ها

 زیرفشار شب

کج،

کوچه

از آمدو رفت شب بد چشم سمج

خسته ست

 

چه بگویم ؟ سخنی نیست

 

در همه خلوت این شهر،آوا

جز زموشی که دراند کفنی

نیست

ونذر این ظلمت جا

جزسیا نوحه شو مرده زنی

نیست

 

ورنسیمی جنبد

به رهش نجوا  را

نارونی نیست

چه بگویم؟

سخنی نیست