X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
سه‌شنبه 22 شهریور‌ماه سال 1384


هست شب


هست شب، یک شب دم کرده و خاک

رنگ رخ باخته است

باد - نو باوه ی ابر  از بر کوه

سوی من تاخته است


هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا

هم ازین روست نمی بیند اگر گمشده یی راهش را

با تنش گرم،بیابان دراز

مرده را ماند در گورش تنگ

به دل سوخته من ماند

به تنم خسته، که می سوزد از هیبت تب

هست شب آری شب