X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1384



آواره چو مجنون

 

دیوانه ز دست عشق تو کنونم

آواره چو مجنون در دشت جنونم

چون بگذرم از این ره با پای شکسته

چون ناله کند این نی با نای شکسته

من یوسف راه توام

افتاده به چاه توام

ارزان مفروشم

پیش تو خموشم اگر

چون باده کهنه دگر

افتاده ز جوشم

با چهره و سیمای شکسته

یا قامت و بالای شکسته

بر کوی تو رو کرده ام ای فتنه مرانم

داری تو اگر حرمت دلهای شکسته

چه خواهد شد که نوشی می ز مینای شکسته

ارزان مفروشم