X
تبلیغات
رایتل
هزار و یکشب

آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 6 تیر‌ماه سال 1384


اگرتو بازنگردی

اگرتو بازنگردی

قناریان قفس ،‌ قاریان غمگین را

که آب خواهد داد؟

که دانه خواهد داد ؟

 اگر تو بازنگردی

بهار رفته ،

     - در این دشت برنمی گردد

به روی شاخه گل ، غنچه ای نمی خندد

و آن درخت خزان دیده تور سبزش را

    به سر نمی بندد

اگر تو بازنگردی

کبوتران محبت ، کبوتران جوان را

شهاب ثاقب دستان مرگ خواهد زد

شکوفه های درختان باغ حیران را

تگرگ خواهد زد

 اگر تو بازنگردی

به طفل ساده خواهر

     که نام خوب ترا

زنام مادر خود بیشتر صدا زده است

چگونه با چه زبانی به او توانم گفت

که برنمی گردی

و او که روی تو هرگز ندیده در عمرش ،

و نام خوب تو در ذهن کودک معصوم

تصوری است همیشه ،

     - همیشه بی تصویر

     - همیشه بی تعبیر

اگر تو بازنگردی

نهال های جوان اسیر گلدان را

کدام دست نوازشگر آب خواهد داد

چه کس به جای تو آن پرده های توری را

به پشت پنجره ها پیچ و تاب خواهد داد

اگر تو بازنگردی

امید آمدنت را به گور خواهم برد

و کس نمی داند

که در فراق تو دیگر

                                      چگونه خواهم زیست

چگونه خواهم مرد